|
شعرهایی ساده اماعاشقانه از امین آشناب
|

ترانه سرا: امین آشناب
متولد :28/8/67
آغاز فعالیت ترانه نویسی:1382
آثار: 1کتاب به نام «من هرکسی نبودم...»(در مراحل چاپ)
***************************
ترانه های زیر ترانه های اولیه و چاپ نشدۀ وی هستند...
برای استفاده از این تراته ها و ترانه های کتاب من هرکسی نبودم می توانید از طریق ایمیل وشماره همراه زیر با امین آشناب در ارتباط باشید.
Email:amin.ashenab@yahoo .com
Mobile:09358376583
****************************
دسـت منورها کـرد منـو بـه غـم ها سپــرد
رفتش چقدر غم انگیز هستیمو با خودش برد
نشـــد صدایم کنــه تا بشنـــوم صــدایش
اون منو با خـــودش بـرد کنـار لحظه هایش
ایستـاده بــودم اما دلــم رو با خـود کشوند
بجــز نداشتـن اون چیـــزی کنــارم نمــود
ترانه سرا امین آشناب
یه قلبی با یه چسب زخم
هرگاه که از پیشم میری با رفتن تو میشکنــم
شکستنــای قلبـمو دائــم دارم چسب می زنم
قلبم به تو وابسته شده خودتو یه بار بذار بجاش
قلبــم شکستنی شـــده مواظب قلبـــم باش
با اخمــای تو میشکنم رها بکن این همه اخم
مراعات قلبم رو کن یه قلبی با یه چسب زخم
ترانه سرا امین آشناب
با خودت ببر
گفتــم حالا که می خوای بـــری از ایـن خونه
یادگاری ها رو هم با خود ببر تا خاطره ای نمونه
اون هم همـه چیــز رو با خـود بُـرد دونه دونـه
تـا مبــــادا خاطــــره ای بــه جــــا بمونــه
اون بـــه من گفــت دیگــه امــری نـــداری؟
بــا سفـــــر رفتـــن مــن کــاری نـــداری؟
گفتمش حالا که تو این خونه از تو نمونـــده اثر
بیـــا و جـان عـزیـزت مــنو بـا خودت ببــــر
ترانه سرا امین آشناب
لحظه رفتن
می خـوای بری عزیـز من ای تـو همیشــه یــاورم
دلـم می خــواد بـاور کنـم هرگز نمی شه بــاورم
بــازم عــزیــز نــا زنـیـن ِبــدون مــن مســافری
می بـینی بی تو می شکنـم چطـور دلت می یاد بری؟
اشکــام نمی زاره کـه من بیشتـر ازاین نگـات کنــم
دلم می خـواد با ســاز غم از تـه دل صدات کنـــم
چی می شه این بار بمونی؟ چی می شه تنهام نذاری؟
یـه بـار بمـــون کنــار مـن بی آنکه منت بـــذاری
عــزیــزم جـدایی سختــه واســه من کـه بیقـرارم
تو که می دونــی تـو دنیــا جـز تـو هیچکسـو ندارم
من تو کنـج غـم اسیرم بی تو من اینجـا می میــرم
اگه تــو پیشـم نبــاشی چه جــوری آروم بگیـــرم؟
اینـجـــوری نـذار بشکنــم تـو دیگــه نــده آزارم
من تـوی هـق هـق اشکام شــو نه هاتو کم می یارم
جــز تـو مـن کسـی نـدارم سر روی شونش بــذارم
تــو کـه بـی وفـا نبـــودی عزیــزم بمون کنــارم
من می مونــم بی تـو تنهـا تـو نـذار منـو بـا غمهـا
بـودنت رو نگیــر از من تــوی ایــن دو روز دنیــــا
بـه پـای تـو جـون وتـنم بـرات می مـیرم نازنـیـن
میـگی که عشـق تـوکمـه آخـه بگو بـیشـتر از ایـن
چــرا مــی خوا ی غرورمـو بـه هـر بهانـه بشـکنـی
مـنـی کـه عـاشــق تــوام هـمـیـشه در قلب مَنـی
بــرای قــلـب عـاشـقت چـــرا محـبـت نـــداری؟
یـه بـار بمـون کـنـار مـن بــی آنـکـه منت بذاری
تـنـهـام نـذار تـنـهام نـذار، نـذار بـاشـم در انتظـار
دوسـتت دارم دوسـتت دارم تـوهـم عـزیزدوسم بدار
ترانه سرا امین آشناب
كاش يه بار اينو بفهمه
واسه اونكه عاشقم بــود اون كه يك دنيا عزيــزه
داره ميــــره و بگو تــو چه طوري اشكام نـريـزه؟
كسي كه عشقش تو قلبم عاشقـونــه زد جَـوونـه
تو بگو بــا رفتــــن اون چه طوري نشم ديـونـه
مهـــربونی نگـاهش تـوی خـاطــرم می مونـــه
اسم اون نميره از يــــاد هميشــــه ورد زبـونـه
اون كسي كه عاشقونـه با دلو جون مي پـرستــم
كاش يه بار اينو بفهمــه رفتنش كار مي ده دستــم
كسي كه دل خستمــو با عشقش كرده هم آغـوش
اوني كه انقـدر عــزيـزه جه طوري كنم فرامـوش؟
ترانه سرا امین آشناب
دعایت میکنم
دعایت میکنم لحظه به لحظه واسه قلبی که یک دنیا می ارزه
دعایت میکنم بسکه عزیـزی نباشه تو دلت حسـرت چیـزی
دعایت میکنم گاهی زیــادی که باشه تو دلت همیشه شـادی
دعایت می کنم با چشم خیسم به یــاد تو همیشه می نویسـم
دعایت میکنم بــا بیقــراری بیات از راه اونیکه دوس داری
دعایت میکنم بـا هـر نمـازی بتـونی بـا من ســاده بسـازی
دعایت میکنم بـا کلـی افراط بــرسی بــه تمــوم آرزوهات
ترانه سرا امین آشناب
عکس ماهت ( دلتنـگی )
ای همــه رازو نیــــازم من به بودنت می نازم
دل ما دست تــو گیــره مهربونیت بی نظیــره
حضورت واسـه یه لحظه به همه دنیــا می ارزه
ای که در حـال گریـزی واسه ما خیلی عزیـزی
دلتنگیــام یه دنیـا شد دلتنگتم همیشه
حتی وقتی با منی دلم برات تنگ میشه
وقتی کـه پیشـم نباشی توی شهر خود غریبـم
واسه یک لحظه نگاهت همه جوره بی نصیبـم
دل تنگـم شده خستــه دوری از تو دیگه بسـه
دل من کـــرده هوایت کاشکی بشنـوم صدایت
دیــدن تـــو آرزومــه عکس ماهت روبه رومه
دیـد دلـم در التهــابـه اما بــازهم بی جـــوابه
منـو بـا این بیقـــراری کاشکی بی جواب نذاری
به سکوتت راضی هستم اگه بــام حـرفی نداری
دلتنگیــام یه دنیـا شد دلتنگتم همیشه
حتی وقتی با منی دلم برات تنگ میشه
تویی که خیلی عزیزی چرا اشکامو می ریزی ؟
بعد ایـن همه اسیـــری کاش سراغمو بگیـری
کاش بپــرسی از دلی که واسه دیدن تــو تنگــه
این ســراغ گرفتــن تـو واسـه ما خیلی قشنـگه
دلتنگیــام یه دنیـا شد دلتنگتم همیشه
حتی وقتی با منی دلم برات تنگ میشه
ترانه سرا امین آشناب
به احترام قلب عاشقم
کاشکـی دلت مثــل دلــم تنگ می شد
یــاکـه دلـم مثـل دلت سنـگ می شـد
بـه احتــــرام قلب عاشقـــم یــه بــار
کاشکی که قلبت کمی یک رنگ می شد
گــرمی دستـای تو نیــاز دستـای منه
شونــه های امن تو پنـــاه اشکـای منه
چشــاتو بستی و رفتیو ندیدی اشکامو
کاش می فهمیدی که چشمات همه دنیای منه
اگــه هرگـــز تـو رو من نمی دیــدم
غصـه نبــودنت منو عذابـــم نمی داد
ترانه سرا امین آشناب
خیــلی معمـولـی معمولی
منوشکست بــا چنـدتــا حرف معمولی
نه یه بار دوبــار سه بار یه عالمـه
خیلی سختــه کسی که مُردی بـراش
معمــولی ببینتـت مثـــل همـــه
منـو شکست با دوتا بـرخورد کوچیک
اینچیزا خیلی آدم رو می شکنــه
خیلی تلخه کسی که معمـولی نیست
خیــلی معمـولـی بـا تـو تـا بکنــه
ترانه سرا امین آشناب
عزیزم یادت بمونه
نــه دیــدارو نــه قــراری انگــاری دوســـم نـداری
مـن بـه دنبـالت می گـردم تـــو دائــم پـی فــراری
من میــرم بــی تــو امــا نمی دی تــو دست یــاری
قیـــد ما رو زدی انگــــار بـا مـا هیـچ کـاری نـداری
واســـه ی روز جــدایـی تـــو دائـــم در انتظــاری
نــــداره اثــر تــو قلبـت ایـن همــه گـریـه و زاری
بـاز می خـوای ازم جـدا شی باز می خوای يه بی وفا شی
انگــار سـرنوشت نمی خوات لحظــه ای کنــارم بــاشی
عاشقـــات فت و فـــراوون همشــون مثــال مجنـون
همشـون بــا یک نگـــاهت می میـرن ســاده و آسـون
عــزیـــزم یــادت بــمونه مـن واسـت شـدم دیـوونه
زنــدگــی واســم نـذاشتی منــو کشتی بی بهــــونه
ترانه سرا امین آشناب
از صمیم قلب
از صميــم قلب ، عاشقونـه واسـه تـو شـدم ديوونه
تـو شـايـديــادت نبـاشـه اما من يــادم مي مونه
آره مــن يــادم مي مونـه عهدي که بـا من نبستي
دلي با اون همـه احسـاس ازصميــم قلب شکستي
فکـرنکــن هنـوزم عاشق فکـر نکن هنـوز ديوونـم
فکر نکن شعرهاي عشقـو من به عشق تو مي خونم
اون دلي که عاشقت بــود کشتمــش واسـه هميشه
کـاری کـردم بـا دلـم که دیگـــه عـاشقت نمیشـه
از صميــم قلب نوشتـم شعـري که داري ميخوني
من ديگه دوست نـــدارم تـو خودت اينـو مي دوني
ترانه سرا امین آشناب
حرفمو پس می گیرم
ديــدم تـو رو بـا شـاخه گــل ايستاده بودي بيقـــرار
توكه دوســم داشتي چي شد ؟ از تو نداشتـم انتظــار
دلت می خــوات نگـات کنـم دلــو تبـــاهت بکنــم
نگـــاه تــو بــه دیگــری چـه جـور نگاهت بکنـم؟
ديــدم تــورو بــا ديگــــري ديگه نگو دروغ مي گم
ببيـن چقـدر ســاده بـــودم زود تر از اين نفهميــدم
يـادت مي يـاد گفتـي بـه مـن كه تا ابد دوسـم داري
چي شــد كــه تــو اول راه رفتي ســراغ ديگــــري
چه خــوش خيال بود اين دلم ديــد اعتنـايي نـداري
اما همش بــه خود مي گفت شــايد كه مشكلي داري
مشكل تـو مــن بـــودم و خـــودم اينــو نفهميــدم
خندم مي گيـره بـه خـودم آخ كه چقدر ســـاده بودم
تـو آســــمون زنـدگـیـت شـدم یـه روز بال وپـرت
دوستـت دارم رو گـفــتمـو رســوا شـدم بـخـاطرت
تـو بـی کـسـی تـوی غمت مـن بــودم تـنـها یـارتو
تـو لــحظـه هـای زندگـیـت مـن بــودم بـیـقرار تو
نـبـودی وقـتـی کــه د لــم پـرپر می شد بـه پـای تو
وقتی که غمگـین بـودی اون گریه می کرد بـه جای تو
نـمـوندی وقـتی کـه دلم از تـه دل می خواست تــو رو
وقـتی کـه التـمـاس می کـرد تــو رو خدا دیگـه نـرو
گفتـــم دوستت دارم ولــی هرگـــز نکــردی بـاورم
غـروری داشتی کـه نـذاشت یـه بـار بگی دوستت دارم
قــلب پـر احســاس مَـنـو کا شکی یه بار می فهمیدی
گــریــه هــا ی شـبـو نَمـو کاشکی یه بـار می شنیدی
کاشکی یه بار گوش می دادی بـه نـغـمه هـای دل من
هــرگـز مَـنو نـفـهـمـیدی این بــود هـمـه مشکل من
ایـن بـود هـمه مـشکـل من تــو عـاقـل و من دیونـه
دوســــم نــداشـتـی و دلـم میمُـرد بـرات بی بـهونه
گفتــم دوســت دارم ولــی یـه بار جــــواب نـدادی
بــه جــاش قــد یـه دنیــا بـی مهـری هدیـــه دادی
کاش واسـه قلب بی وفات عشقـــم کمی بهایی داشت
خــودم رو کُـشتـم واسه اون کـاش کمی اعتنایی داشت
دیـــگـه نــیـا ســـراغ مـن نــیا کــه خـیلی دیـره
تـــازه یـــادش اُمـد دلـت ســراغمــــو بــگـیـره؟
گفتــــــم دوست دارم ولـی حرفمـــو پس می گیـرم
وقتــــــی دوســم نــداری چــــرا واست بمیــــرم
ترانه سرا امین آشناب
این من نیستم که می بینی
این من نیستم که میبینی شخصیتم فرق می کنه
واسه همین دلش می یات دلت دلم رو بشکــونه
اگر که می شنـــاختی منودلت با من بد نمی شد
اگر که من خــودم بــودم دلت ازم رد نمی شــد
این من نیستــم که می بینی مدتیــه که مرده ام
برای پیـــدا کــردنت من خـودمو گــم کـرده ام
انقــدر پیت دویـــدم که خـودم رو جا گذاشتـــم
تاکه تو تنهـــا نبــاشی خودمو تنهـــا گذاشتـــم
انقـــدر بزرگت کـردم که دیگـه پیــــدا نبـــودم
تـو بزرگ شدی با شعرام از بسکه واست ســـرودم
تــورو من بــزرگت کـــردم بـه قیمت حقـــارتم
تو بزرگ نبـــودی اونقدر، من خیلی کوچیک شـدم
این من نیستم که می بینی اما یه روز خودم می شم
شک ندارم خودم باشم آخر خودت می یای پیشـــم
ترانه سرا امین آشناب
تقـویم رو میزی من
تقـویمِ رو میزی من می گه تــو دل نـدادی
می گـه روزام گـذشته و هرگز نکـردی یادی
هرگاه که یاد من بودی رو تقویم خط کشیدم
تـو این روزای آخــری دیگـه خطـی نـدیدم
اینـــروزا بی وفــایی نبــــــودنت زیـــاده
تـــو زندگیم نیستی ببین تقـویم من شاهده
از این همه نبودنت باغم شـــدم هم آغـوش
تقویمِ رو میزی من می گه شــدم فـراموش
صداقت تقــــویمِ مـن زیــادو بی نهـــایته
تقویمِ رو میزی من حـــرفاش همش حقیقته
روزهایی که نبودی رو داره بهم نشون می ده
تلخــه آخـه حقیقته نشد یه بــار دروغ بگـه
تقـــویمِ رو میــزی من پُـر از روزای سـرده
بگـو دلت کنــار ما یـه روزی بــر می گرده
تابستــونو بهـــار گذشت اما پیشـم نبـودی
تو این روزای پاییـزی بگو می یای به زودی
ترانه سرا امین آشناب
یک حقیقت
بـه یـاد من هستیـو مـن بـه یـاد تو
ما برای هم یه دنیـــا بیقـــــراریم
مـاپــراز یــاد همیــم امـا همیشـه
از هـوای دیگــری خبــر نـداریــم
من بیکـار نیستمو تو سرت شلــوغه
واسـه کوتـاهی خـود بهـونـه داریم
می دونی؟ مشغله ها خیلی زیـــاده
ما واسه توجیـحِ خود کم نمی یاریم
ما چقدر خوشیم از اینکه دوتا یـاریم
آخـه بدجـور اینــروزا در انتظــاریم
من می میرم واسه تو، تو هم همینطور
ولیکـن بـرای هم وقت نمی ذاریم
ترانه سرا امین آشناب
رسم زندگی
تو من رو دوس داری عزیز من تورو دوس دارم عزیـز
امـا بـا ایـن دلبستـــگی
تـــو غافلـی از یــاد من مـن غافلـــم از یـاد تـو
این شده رسـم زنــدگی
دلـم یـه وقتــا میشکنـه شـایـد دل تــو بشکنــه
بـا ایـن همــه شکستگی
مـن کـه بایـد عوض بشم تو هـم بایـد عـوض بشی
عـوض بشیـم بـه سادگی
ترانه سرا امین آشناب
فقط خدا می دونه
تـو از نـگـاه عـاشـقــم چه بی تفاوت می گذری
مـن عـاشـق چشمای تو تـو ا ما چشـم دیگری
ِد لـو گـذاشـتـی زیـر پا هـرگز نمی بخشم تو را
عـزیـز بـرو بـــدونِ من سـپـردمـت دسـت خدا
تـو هـیچ گناهی نـــداری گـنـاه ازایـن دل مـنـه
هـرچـی کشـیـــدم از ِدله حـقشـه بـی تـو بشکنه
منم میــرم یـه جــای دور بـلکـه فرامـوشـت کنم
با اینکه من خوب می دونم بــدون تــو نمـی تونم
دلم می خوات از اون نگات بـی هـیچ تفاوت بگذرم
امـا نـمـیـشـه ، آخـه مـن یـه عـالمـه دوسِت دارم
تـو دلت ازجنـس سـنگـه دل مـن از جـنس شیشه
انـقــد ر دوســت داره دل کــه تــو بـاورت نمیشه
دل تـو هـم بـی وفـایــه هـم یـه ذره مـهـربونـه
انـقـدَ ر دوسـت دارم مـن کـه فقط خدا مـی دونه
ترانه سرا امین آشناب
دعای بعد نماز
با تـو بـودن تـا همیشـه دعاي بعــد نمـــازم
باز می خوام بارنگ چشمات شعر تازه ای بسازم
کـار من فقـط همینـه بســازم شعــرای تـازه
می دونم چشمای نازت به این شعـرا بی نیــازه
می ســازم بابی وفـائیت با همون دل هوائیت
کـار من فقط سـوختنه تــوی لحظه جدائیت
کار تو دل و شکستــن کار دل به پات نشستن
کار عاشقــا همینــه از خطـای یــار گذشتـن
کار من واسـه تو مردن تو رو بـه خدا سپــردن
انگــار که غمی نـدارم کارمن غم تو خـوردن
از تــومن گلــه نـدارم از اینکـه می دی آزارم
از خــودم دارم گلایـه که واسـه تو بی قـرارم
توییکـه دوستم نداری پا رو قلب من می ذاری
من بـه دنبـالت می گردم تـو دائم پی فـراری
به هـزار و یک بهانه خواستمت اینجــا بمونی
بیش از من دلیل اوردی تا بـــری با مهربونی
ازاول خوب می دونستم ذره ای دوسم نــداری
از دلم دارم شکـایت که درونـش مونـدگـاری
کار من عزیز همینــه شبـو روز واست ببــارم
من بجز دوس داشتن تو کار دیگه ای نــدارم
منو می شکنی چه ساده همیشه با لحن حرفات
تـو بجـز دلو شکستـن کاری از تو بر نمی یات
کار من هرکاری کردن واسـه تو بسکه عزیزی
تنهــا کارتـو اینـه کـه کارامو بهــم بــریزی
به هـزارو یک بهانه رفتی و تنهــام گذاشتـی
کاش برای موندنت هم عـزیزم بهـانه داشتی
کار من عزیـز همینـه توی عشق تـو ببــازم
واسه هر ناز و افادت بشینـم یه شعر بسـازم
کار تـو فقط همینـه این همه شعـرو بخونی
با همه عشـق و علاقه ما رو از خودت بـرونی
ترانه سرا امین آشناب
صبوری
توی خلوت واسـه تـو کلی عبـــادت کردم
اینـــروزا بـه بودنت یه دنیـــا عادت کردم
بـاز تــورو ندیدمت صـدحیف اما بــــدون
توی خوابـم نازنیـن تـورو زیــارت کــردم
من واســه ندیدنت دارم صبوری می کنــم
باخـودم عهد بسته ام قدری ازت دوری کنم
فکرنکن انجام این کارها واسم ســـاده بوده
آره سخته گل من نپرس چه جوری می کنم
نازنین باوربکن حتی خـودم خستـــه شــدم
اما مجبــورم آخه بدجـــوری وابستـه شـدم
من یه روز باید بـرم این رسم یک مســافره
خیلی سخته روزی که دل بخوات ازتو بگذره
دل من تنگ می شـه حتی واسـۀ خندیدنت
بی تو طاقت نمی یـاره و می یات به دیدنت
ترانه سرا امین آشناب
به سراغت خواهم آمد
روزها از پی هم گذشتــو من تورو ندیـدم
اینـــو از گذر لحظه و ثانیه ها فهمیـــدم
به سراغت خواهم آمد با یه دنیـــا دلتنگی
با دلی لبریز از احساس با یه دنیا یک رنگی
به سراغت خواهم آمد به سراغ مهــربانیت
به ســراغ اون نگــاه بی ریــاوآسمــانیت
ترانه سرا امین آشناب
منتظرم باش
منتظــرم بـاش لحظه به لحظه
بایک دلی که یه دنیــا تنگـــه
منتظـــرم بـاش ایـن انتظـارها
اگرچـه تلخــه گاهی قشنگـــه
بـا بیقـــراری منتظــرم بــاش
این انتظارو هیچ موقع نشکـــن
منتظــرم بـاش تـا بـا غـروری
بگـم کسی هست منتظــــرمن
منتظــرم بــاش هر لحظه حتی
وقتی که غمگین میشی با غمها
می یام سراغت هرجـا که باشی
منتظــرم باش تو نیستی تنهــا
ترانه سرا امین آشناب
برام دعا کن
برام دعـا کن برام دعـا کن بـرای قلبی که غصــه داره
برام دعا کن مثل همیشــه دعات عزیـزم اثــر می زاره
بـرام دعـاکن بـرای قلبـی که از دوری تو یه دنیا تنگه
برام دعـا کن برام دعـا کن دعا کردنت خیلی قشنگــه
ترانه سرا امین آشناب
کم كم تورفتي
دلــو شکستـی چیـزی نگفتــم
از من گـذشتـی بـازم نگفتـــم
نگفتـم رفتــی چــرا تو بي من
نگفتـم حتــی دلم رو نشکــن
دیــدم تـورو من بـا یـه غریبــه
امــا دل مــن هنــوز نجیبــه
تـو پیشـه کـردی راه جــدایـی
نگفتـــم حتـی یـه بی وفـایـی
فهمیــدم بی تـو یـه بیقـــرارم
نـگفتـم حتــی بمـون کنــارم
کم كم تــورفتي واسـه هـمیشه
نگـفـتــم حتـی دلم چی می شه
فقط نــــوشتـی به پاش اسیـرم
کاش می دونستی بـرات میمیـرم
ترانه سرا امین آشناب
بجز همین یه خواهش
تـوقعی نــــدارم که با دلـــم بســـازی
خودم اینو می دونم بـه عشقـم بینیـــازی
تـوقعـی نـــدارم بشینــی پــای حـرفــام
تو غصه و بی کسی پاک کنی اشک چشمام
تــوقعی نــــدارم تــو ایـن دوره زمونـه
کنـــار لحظـــه هایـم بمــونی عاشقـونه
تــوقعـی نـــدارم بســــازی بـا نگاهـــم
جــداً توقعی نیست کی گفته چشـم براهم؟
بــرو هرجا که می خوای از تو تواقعی نیست
وقتـی دوســم نداری محبتت واسه چیست؟
از تو توقعی نیست بســـه دیگـــه تــرحـم
مونـدی بـه خاطر چی؟ حــرفای تلخ مردم؟
بــرو بخــاطر من دیگــه نمون کنــــارم
بجـــز همین یه خــواهش تـوقعی نــدارم
ترانه سرا امین آشناب
رعایت
بــه خیـال خـود داری بـه من محبت میکنـی
دیــدی دل شکستــه و داری رعـایت میکنـی
می گی که دوسـم داری با اینکه دوسم نـداری
تو به دوس داشتن من هیچ موقع عادت نـداری
از تــو انتظــار نــدارم تـوی خاطـــرت بمونم
میشوم یه روز فراموش اینو من خودم می دونم
نمی خوام بخاطر من شعر دوس داشتن بخـونی
بـدون شیــرین زبـونی تـوی خاطـرم می مونی
تو با همه دوس داشتنت به نبودنم عادت میکنی
نمی دونــم ازچـه رو داری محبـت می کنــی
محبت وقتـی قشنگـــه کـه باشـه از رو محبت
نـه ترحــم یــا وظیفـه یـا فقط از روی عـادت
ترانه سرا امین آشناب
بی وفایی
تـو چی خواستـی از دل من جز یــه ذره بی وفــایی
واســه داشتـن شهــامت تــوی ایـن راه جـدایی
حالا که می خوای تو از من مثل تو یـه بی وفـا شـم
بــا همـه عشــق و علاقه حاضــرم ازت جـدا شـم
بــرو خوش بــاش نازنینـــم از بنـــد دلـم رهــایی
من میـرم واســه همیشــه مبـــارک باشــه جـدایی
برو خوش باش که دیوونت داره میـــره تــا همیشــه
دیگـــه هیچکسی عـزیــزم بـاز مزاحمت نمی شــه
نمی دونـم به چه جرمی تـا بــه این حــد از تو دورم
نمی شــه تـــورو ببینـــم خــدایش خیلی صبــورم
کاش می شد یه بار دیگــه بـاز صــداتـو می شنیـدم
کاش می شدکاش می تونستم تورو من اینجا می دیدم
کــاش تـورو با یه دلی سیـــر باز درآغوش می گرفتم
این جدایی حق من نیست کاش از اینجـا نمی رفتـــم
ولی نـــه موندنم اینجـــا واســه تـو سختی می یـاره
دل من جــز دردسر که واســـه تــو چیــزی نـــداره
دیگـــه کلافه نمی شــی بـا ایــن همـه دیونگــــی
من میـــرم بـــدون ما خــوش بگـذره ایـــن زندگی
نازنیـــن بــا کلی درد دارم مــن از اینجــــا میــرم
واســم دعــا کــن تــــوی راه دوم بیـارم نمیــــرم
ترانه سرا امین آشناب
با همه عشقو علاقه
کـی تـــو رو از مــن جــدا کـرد
تــو رو مث غــریبــه ها کــــرد
تـــو کـــه بــا وفــا تــــرینی
کــی تــو رو بــی وفــا کـــرد
از بـس ســراغـی نمی گیــــری
دیگه روم نمیشه سراغی ازت بگیرم
از بس دوسم نداری و منو می رونی
دیگــه روم نمیشه بـرات بمیـرم
صدای تـو ، تـوگوش من می خونه
دلت نمی خوات پیش من بمــونـه
بـــرو ســراغ کسِ بهتـــر از مـا
دلت هنـوزم کـه هنــوزه جــوونـه
ترانه سرا امین آشناب
حتی یک عکس
دل من تنگــه بــرای دیـدنت مثــل همیشـــه
دوس دارم ببینمت، نمی دونم چــرا نمی شـــه
دوس دارم واسـه یه لحظه رد بشی تـو از کنــارم
واســـه دیــدن نگـاهت عکس تــازه ای نــدارم
عـزیــزم نـــدارم از تـو مـن حتی یـه یـادگـاری
همـــۀ عـالـم و آدم می دونـن دوستــم نــداری
ایــن شــده یـه آرزو کـه ببینـــم تـو رو دوبـاره
چون دیدی واست می میـرم دل تـو دوستـم نداره
بـــرای این دل تنهــــا زندگی همش یه شیبــه
توی این شیب زنــــدگی تو با من بودی غــریبـه
تو هرگز پیشم نبـــــودی نه تو غصه نه تو شـادی
تو توی هـق هـق اشکـام شــانه هـایت را نــدادی
من که هیــچکسو تو دنیا قد تـو دوسش نداشتــم
منی کـه تنهــاتـرینـم تـو رو تنهـــا نمی ذاشتــم
خواهش کردم اما رفتــی تـو همـش فکـرگـریـزی
کاش هرگز نمی دونستـی یـه دنیـا واســم عـزیـزی
چون دیدی واست می میرم اینجــوری می دی آزارم
هرچقـدر خـواهش کنـم بـاز نمی مونـی درکنـــارم
عزیزم واسه یه لحظه کاشکی تو دوستــم می داشتی
کاشکی از روی محبت ســر روی شونـم می ذاشتـی
دیگـه هیــچ غمی نداشتـــم بخـدا من تــوی دنیـا
ولی داشتنـت محاله هـم تــو خواب هم توی رؤیـا
تــو بگـو مگر چـه کـــردم این همـه پی گریــزی
عزیزم کاش می دونستی که چقـــدر واسـم عزیزی
ولی با تمـــوم دوریت واســه دل تــو موندگـــاری
گرچــه من نـدارم از تـو حتـی یک برگ یـادگـاری
از وقتی تو رو شناختـــم جز غمت بگو چی داشتــم
مگه من واســـه نگــاهت عزیزم چی کم گذاشتــم؟
چه اشکا واست نریختــم بــا صداقت و یــه رنگی
تو هیــــچ اعتنــا نکـــردی چرا گاهی مثل سنگی؟
می شکنــی این دلو ســـاده دل عاشـــق بلـــوری
چــون می بینی بیقــــرارم این همه پـر از غروری؟
نازنیــن واســه یه لحظه کاشکی تـو بـودی کنــارم
تـوی چشمــام می دیدی که جز غمت چیــزی ندارم
کاش می شد واسه یه لحظه تو فقط نگام می کردی
توی تنهایی و غصــه ات کاش فقط صـدام می کردی
کاش فقط صدام می کردی هر گاه هر غمی که داشتی
واسـه گریه ها و اشکـات سر روی شونم می ذاشتـــی
عشقی ســر تا پـا وجــودم می گرفت به خودی خــود
اگــر شــونـه هــام پنـــاه اشکـای گــرم تو می شد
ترانه سرا امین آشناب
اینروزا
اینــروزا از من می گیری فاصله
واسـه عشـق مـن نـداری حوصلـه
اینـــروزا دستام عزیز از تـو دوره
قلبـم پــر از غمـه ولی صبــوره
اینـــروزا ای یـار قلبمـو شکستی
تـو قلب هر غـریبـه ای نشستـی
اینـــروزا دیگــه نـداری صـداقت
تــو همـه چی داری به جـز محبت
اینـــــروزا عشـق تـو می ده آزارم
من بیشتـر از همیشــه دوستت دارم
بی تو اینـــروزا بـا غصه اسیـرم
بــه خـدا بی تو من هر دم می میرم
می ریــزه اشکــام بی تو بی بهونـه
فــدای تـو همیــن دل دیــوونــه
تمــام شعــرام اینــروزا غم انگیــز
زندگی بـی تـو شــده رنگ پـائیــز
اینــــروزا رؤیــاهام همـه سیـاهه
بی تو تمـوم زندگیـــم تبـاهه
فقط توئی که اشکــــامو می ریـزی
کاش می دونستـی که چقدرعزیـزی
اینـــروزا غـم بـا زندگیم می جنگـه
آخ که همیــن غمت عزیــز قشنگـه
اینـــروزا گلــه هـام از تــو زیــاده
هنـــوز دلــم دل بـه کســی نـداده
اینـــروزا زندگیــــم چه بی فـروغـه
نبیــن می خنـــدم ، بـه خـدا دروغه
اشکـاوگـِریَم، همشـــــون پنهونـی
تــو خلــوتم با غم می شم زنـدونـی
لبخنــد به لبهــام که نگن چی شـده
خودت که بهتــر اینهـــا رو می دونی
اینــروزا هیــچ کـس نــداره اعتنـــا
رفــاقتــــا فقـط شـــده ادعـــا
فـاصــله ها اینــــروزا بی شمــــاره
دل وقـت غــم هیچـکسی رو نـداره
اینـــروزا اسمـم شــده ورد زبـــون
می گـن شــاعر عاشــق و مهربـون
من می گــم فقـط از لطـف تـو بــوده
اگـر اینـــروزا دل شعـــری ســــروده
اینــــروزا سختـــه بی تـو زندگــانی
حقیـقت داره مـرگ مهـــربـانـی
خیلــی کمــن آدمـای مهــربــون
تـــو نیسـتی ای ستــــارۀ آسمــــون
اینـــروزا دعـام مستجــاب نمی شـــه
خــدا نگهـــدارت بـاشــه همیشــــه
همیــن روزا بی تــو می شـم دیــوونـه
خــدا شـاهـده اون بهتـــرمی دونــــه
ترانه سرا امین آشناب
مسافرم
مسافـرم می خوام بــرم همین روزا بی سـر صدا
اینجــا دیگـه جـا نـدارم می خـوام بـرم پیش خدا
در بـزنــم در بـزنــم پشـت درای بــرزخـی
نمی دونــم اهـل کجام بهشتییــم یـا دوزخــی
من اهل هرجـا که باشم مقصد من هرجا که هس
دلم می خــوات پر بزنم رها بشـم از ایــن قفس
دلـم پــر از شکـایتــه تموم نمیشه غصه هاش
می خواد بره پیش خـدا با تک تک گلایه هاش
می خواد شکایت بکنـه از ایـن دیــارو آدمـاش
کلـی گـلایـه بکنــه از اون عـزیز بی وفاش
مسـافرم می خوام بـرم ازهمـه دنیــا بگـــذرم
اینجــا میــون آدماش یه لحظه هم جا نـدارم
ترانه سرا امین آشناب
بعد رفتن
بعد رفتـــن می خونی تو شعـرامو دونــه دونــه
بعد رفتـــن می دونم دوســـم داری عاشقــونه
بعد رفتـــــن می بینی چقدر دلم داشتــه هوات
چون دیگه من رو نداری رو می کنی به خاطرات
بعـد رفتــن ایـن دلم واسـه دلت عزیز می شـه
درست تو اون لحظه ای که رفتـه برای همیشـه
بعد رفتــن می دونـم چشـم تو بارونی می شـه
با همه بی وفائیــات مهربـــونی تـو همیشـــه
بعد رفتـن با خودت می گی خدائیش بد نبــــود
اما حیف جز عاشقـی هیـچ چیزی رو بلد نبـــود
بعد رفتـن می گی رفت چه بی خبــر با آه و درد
نگـو قبــل رفتنـــم دلم تــورو خبــر نکـــرد
بعـد رفتـن می بینی منــو شکستـی ناسپــــاس
دلیــل رفتنمـــو می پـــرسی از گلای یـــاس
بعد رفتنــم می گی چی شد که رفت تا همیشـه
خلاصه رفتن من یه دنیـــا نقطه چین می شـه
ترانه سرا امین آشناب
نا امیدی
همه جا رنگ سیــــاهی خوبی ها رو به تبـــــاهی
واسه التمــــاس دلهـــا نــــداریم حتی نگـــاهی
همه جا ابری و ســــرده دنیـــامون دنیـــای درده
انقدر که هر کی رفتـــه نمی یاد ، بـــر نمی گرده
بی وفائیهـــا فـــراوون عاشقا همیشــه حیـــرون
واسه اون کسی می میرن که می رن از یادش آسون
دنیـــامون دنیــای جنگه مرگ هر چی که قشنگــه
خوشبختی رفت ولیکـــن ما ندیدیم که چه رنگـــه
هر کسی داره شکــــایت گله هامون بی نــــهایت
واسه اشک ریختن و گریه هــر کسی داره حکــایت
غــم آدم بی شمــــاره هیـچ کدوم چـــاره نــداره
تنهـــا چـــارۀ آدم هـــا یـــه امیـــد و انتظــاره
ترانه سرا امین آشناب
زندگی رو باور کن
زنـدگی رو بــاور کـن زندگی هنوز قشنگه
بپـــذیر اینـــو تـو از من کسی که با تو یه رنگه
با تــــوأم اي دل غافــل بگــو پس كجـاي كاري
زنــدگي گـاهي قشنگــه حرفمــو بــاور نــداري؟
هنــوزم هستش امیـدی فاصله نیست تا سپیدی
شاید فردا بشی خوشبخت تو خدامونو چه دیدی
نه که هیچ غمی نباشه نه که غم رو کنی انکار
عزیزم گریه قشنگه اینو به خاطرت بسپار
همیشه آفتابی خوب نیست یه وقت هم بارون قشنگه
همش از بــارش ابــره اگه آسمون یه رنگه
پوچی و یأسـو رهـا کن تو به فردا ها نگاه کن
خــدا بـا تـوئه همیشـه اونـو با دلت صدا کن
ریشـه یأسـو پـرپـر کن بیت بعدی رو از بر کن
زنـدگی هنـــوز قشنگـه زندگی رو باور کن
ترانه سرا امین آشناب
یه سبد خواهشو التماس
چقـدر قشنگه نازنیــن محبتت مهـــربونیت
یــه دل دارم فـدای تـو فـدای کل زنـدگیت
اگرچه که ایــن دل ما یـه عالمـه بیقـــراره
ازبس شکسته که دیگه بــه دل شباهت نداره
اما پر از دوس داشتنــه بـا کلی حس عاشقی
با اینکــه گاهی مبهمـه داره یه دنیـا سادگی
تقدیــم به تو ایــن دل ما مبادا لایق ندونـی
مبـادا از ایـــن دل ما بگــذری بـا مهـربونی
بین عالم یه دونه ای واســه دلــم یه عالمـی
خلاصـه نازنیــن دل واسـه دلــم محتـــرمی
یـه عمر از خدا می خـوام که تو بهـم نگا کنی
تـو بـا دعات اما داری دعــامو خونثی می کنی
چی از خدا می خوای بگو ، بگو دلم نمی شکنه
اونقـدر عزیزی که فقط تـورو اجابت می کنــه
نگـاه تـو به دیگــری بـازم نگـاهت می کنـم
تـو اوج ظلمت خودمـو چــراغ راهت می کنـم
تو بي وفايي مي كني من امـا سـازش مي كنم
عزیز بمون کنار من, من از تو خواهش مي كنـم
شـاید دعای تـو اینـه که من نیـام بـه دیـدنت
واسـه همین قسمت نشــد یه باردیگـه ببینمت
حتی خدا دلش می خـوات بـه آرزوهـات برسی
ازش نخـــواه نبینـمت محض گــلای اطلـسی
بـذار كــه منت بكشــم منت اون نــاز نگــات
بـذار كـه بشنــوم بـازم لحـن قشنگ اون صدات
خدا پرستم نمی خوام تورو یه وقت خـدات کنـم
اما می خوام که بعد اون هرچی دارم فـدات کنـم
چیـــزی نـدارم پیشکـش پاکی خنده هات کنـم
فقط می تــونم شب و روز از تـه دل دعات کنـم
دلـــم می خـوات بگـم بیـا بلکـه تـورو ببینمت
بلکه تورو یه بار دیگه بــا دلی سیر نگـات کنــم
دلم می خـوات صدات کنم, بلکـه کنــارم بمـونی
وقتی تــو میلی نـداری بـا چه امید صدات کنــم؟
باز تــورو از خدا می خوام این دلو در به در نکـن
تــورو خــدا تو بـا دعــات دعـامو بی اثــرنکـن
اگه بلد نیستــم تـورو تـو غصــه هات بخندونـم
خوب بلـدم بجـــای تــو از تــه دل گریه کنـــم
بذار که چشمـــام واسه تو تو غصه هات ابری بشه
به چشمـــام اعتمــاد بکن یه بـار بـرای همیشــه
تــو اشکاتــو نریــز عزیــز فــدای خنده های تو
منم بجات اشک می ریـزم تو غصه هات بجای تو
منـم همـيـشـه عـاشقت منـم هميشـه مست تـو
بـذار بـاشـم انگشتــري كه شـد اسيــر دست تـو
مثل گـلي فكـر مي كنـي مي خوام بيــام بچينمت
عــزيـز قـلب مــن نــرو بــذار بيشتـــر ببينمت
بذار دوست داشتـه بــاشم بذار باشم به پـات اسيـر
قسم به اون كه دوس داري دوس داشتنو ازم نگيــر
ترانه سرا امین آشناب
فاصله
من می گـــم دوست دارم تو اما مغـــرور می شی
من بهت نــزدیک می شـم بیشتر ازم دور می شی
من اگـــر که بــد بشــم شـاید تو مهــربون بشی
با تـــو اگه حرف نـــزنم شاید یه همزبـــون بشی
من می گم می خوام برم تو می گی خـوش بگـذره
تـــو هنـــوز نفهمیــدی بـدون تــو نمی گـــذره
من دلم میخواست بگی چه جور میخوای که بگذری
تــو حتی نپـرسیـدی عـزیـز کجــا می خـوای بری
ترانه سرا امین آشناب
خاطره ای طلایی
نمیشـــود فــراموش تمــــام مهربــانیت
هرگـــز نمیـــره از یــاد اون دل آسمانیت
اگــرچــه دورم از تـو ، تـو خاطرم میمونی
حتی اگــــر کــه مـارو از خاطرت بـرونی
از اون همـــه رفاقت میمـونه یک خاطـره
خاطـــره ای طلایی ایــن واسه ما بهتـره
گرچـه ازم می دیدی این همه بی وفـــایی
ولی بـــذار بمـــونه خـاطــرمـون طـلایی
ازبسکـــه قلب پـــاکت روح لطیفــی داره
نیــازی نیست به زحمت میشکنه با اشــاره
ببخش که مهربون نیست این دل بی گناهم
خطــای مـــا زیــاده ببخش تـو اشتبـاهم
ببخش اگـر بلد نیست دلم بــا تــو بســازه
دلت ازبسکـــه خـوبـه بــه قلبـم بی نیـازه
بــرو ســراغ اون کس کـه بـاتـو مهـربونه
کسی کــه بهتــر از مــا احسـاستو بــدونه
مواظب خــودت بـــاش اینـم کلام آخـــر
از مـن بی محبت واسه همیشـــه بگـــذر
ترانه سرا امین آشناب
من نبايد مي نوشتم
توي نامه هـام نوشتــم نميري هــرگز زيـــادم
آخ چه اشتبــاهي كـردم كاشكي نـامه نمـي دادم
با چه ترسی مي نـوشتـم نكنـــه ازم جــداشـي
نامه هام چه خنده دار بود كاشكي پاره كرده باشي
عشقـو احســاس آدمها موندگار نيست كه هميشه
من نبايد مي نــوشتم كـه جـدا از تـو نمي شــه
من نبـايد مي نوشتـــم تـوي قلبم موندگـــاري
وقتي كـــه حتي يـه ذره تو منو دوسم نــــداري
ترانه سرا امین آشناب
قصۀ پرپر شدنش
کاش می دونست چه بی وفاست
شکستنـــم چـه بی صــداست
هــرگز نـدیــد عشـــق منــو
کاش می دونست بی انتهــاست
کاش می دونست چه می کنـه
هـم بـا من و هـم بـا خــودش
داره دیــوونــم می کنــه
قصــــۀ پــرپــر شــدنش
ترانه سرا امین آشناب
حال وهوای عشق تو
مثل یک پرنده ای تو در حال پروازی
من به تو محتـاجم تو اما بینیـــازی
حالـو هـوای عشق تـو انقـدر مقدسه
مثـل لحظـه دعـا بعـد یک نمـازی
تـــو مبهـمـــی مثــــل رازی
پــــراز مسئلــه مثـــل ریـاضی
تــو دنیـــای تــو گیــجو گنگــم
کاشکـی می شد بـا من بســـازی
ترانه سرا امین آشناب
کاری از تو برنمی یات
کاش می شـــد کاری کنـــی که دل من آروم بگیره
می دونم همین روزاست که دلم از دوریش می میره
گفتمــش بخـــدا گفتـــم گفتمــش یه بیقـــرارم
ولـی بــا تمـــوم اینهــا آخــرش نمــونـد کنـــارم
کــاش می شد کــاری کنـی که دوباره اونو می دیدم
التمـــاسمـــو شنیـــدو مـن صـداشـــو نشنیـــدم
کاش می شد کاری کنی که عشــق من بیادش بیات
کاش می شـد اما نمی شـه کاری از تــو بـر نمی یات
کاش می شــد بهش می گفتـی دل من داره می میره
گفتمـــش بـه خــدا گفتـــم ولــی اون نمی پــذیره
ترانه سرا امین آشناب
این همه دیوونه بازی
همیشـــه این دل مـا دورچشات پر میـزنه
پر چی بگم واسه شمـا بدجـوری پرپر میزنه
بــه در بستــه بـرسـه بخاطـرت در میزنه
اگـــر درو وا نکنـــی بخاطـر تو میشکنه
ببخــش اگر این دل ما دل از تو دل نمیکنه
ایـن همـه دیوونه بازی از این دلم سر میزنه
ببخش اگر شعـرای من برای تــو پـرازغمـه
توپرسیدی دوست دارم؟ باید بگــــم مسلمه
خیـال نکــن دورم ازت یادت همیشه با منه
خلاصـــه نـازنیــن دل عزیزی تو یه عالمه
من چی بگم هرچی بگم برای تو بازم کمــه
ترانه سرا امین آشناب
بی بهار
ای کـه بـی تـو بیقــــرارم جـز تـو هیچکســو نــدارم
ای که جز تو عاشقـی نیست بی تو از عیـد خبـری نیست
مـن تــوکُنـج غـم اسیــرم بی تـو من اینجـا می میـرم
کاش می شد به جای عیدی دوتــا دســاتـو بگیـــــرم
جـز خـدا هیـچ کس نفهمید بی تــو من چـه بیقــــرارم
تـوی ایـن بهــار غمگیــن کاشکی تـو بــودی کنــارم
وقتـی کــه پیشــم نبــاشی دل مـن عیــــدی نـــداره
کی می گـه فصــل بهـــاره بــا خـــزون فـرقی نــداره
واژه عیـــــد و بهــــــارو روزی صـد دفعـــه شنیــدم
من فقط کنـــارِ دستـــات گــرمی بهــــارو دیـــدم
غم دل نخـــور اگـــر کـــه بی تو عمــری بی بهـــــاره
هرگــز هیـچ غمی نخـور که دنیــــا ارزشــی نـــــداره
چشمــای قشنــگـو نـازت واســه مـن خیـلی عـــزیـزه
حیف اشکی نیست که می خواد از چشــــــای تــو بــریــزه
گرچــه من بی تـو شکستــم تـــویِ فصــل بی قــــراری
ولیکــن تــو تـــا همیشــــه می خـــوامت بــاشی بهـاری
ترانه سرا امین آشناب
دوستت دارم...
واســم عزیـزی نـازنیــن زبـون گفتــن نــدارم
با این نوشتـه ها می خوام بهت بگـم دوستت دارم
نـشــد بگــم دیـوونتـــم جـرأت گفتــن ندادی
حالا می خـوام بهت بگـم دوستت دارم من زیادی
دل واسه جمله های عشق پیش نگات کم میـــاره
اگر چه دوست داشتن من واســه تو فـرقی نــداره
اگــر کــه بــا نبـــودنت می خــوای بـدی آزارم
فقـط بـه خـاطــر ایـنــه که من تو رو دوس دارم
ترانه سرا امین آشناب
افسوس
گـــرچه من یادی نکـردم امـا تو نرفتــی از یـاد
دل تـــوی راه رفـــــاقت هنــــوزم یه بیقـــراره
فکر می کردم می دونستی که فراموشم نمیشی
خیلی ساده باورت شد ولی اشکــــالی نــداره
تو خیال کن رفتی از یـاد تو خیـال کن بی وفایم
دیگه هیـــچ فرق نداره برای این دل زخـــمی
گذشتن سخته ولیکــــن آخرش از تو گذشتــــم
تا رهـا باشی همیشــــه ولی افسوس نمی فهمی
ترانه سرا امین آشناب
یه ذره دیر
بــاور نــدارم تـو دلی داری کـه دلتنگ بشـه
همیشـه فکر می کنم فقط منم که می شکنم
حالا تو بخاطــرم میخوای که اینجـــا بمونی
فکـر می کردم همیشـه منم که دل نمی کنم
بـاورم نمیشـــه تـــو بخــاطر من می مونی
منی کـه بخــاطرت یـه عمـر پـرپـر می زدم
تو میمونی پیش من انگار دارم خواب می بینم
من هنــوز تــو بـــاور ایــن حـادثه مــرددم
یــادته اونــروزا کــــه اول آشنــایی بـــود؟
یــادتـه دلـم چقــدر بـرای تــو هوایی بـود؟
یادتـه بـه عشـق من چقدر تو دست رد زدی؟
اونــروزا دلت چقــدر اسیــر بی وفـایی بــود
بــاورم نمیشــه تو مونـدی کنــار لحظـه هام
تویی که بـا بی وفـاییت دلمـو سنگ می زدی
خیلی خوشحالم از اینکـه تورو اینجا می بینــم
امـا نازنیـــــن دل یـه ذره ای دیــر امـــدی
ترانه سرا امین آشناب
کم می یارم
می خــــوام بگـم از اون نگات از گـــرمی لحـــن صـــد ات
از گـریـــه هــات از خنده هات نمـی تــو نـــم نمـی تــو نم
می خـوام بگــم از غصـه هــام از اشکـــا و ازگــریـــه هــام
از تک تک گــلایــــه هـــام نمـی تــو نـــم نمـی تــو نم
من می خوام سر روی شونت بذارم
من می خوام بهت بگم دوست دارم
من می خـوام ولـی عـزیز نا زنین
نمی تونـم پیـش تو کم می یارم
ترانه سرا امین آشناب
برای خوشبختی اون
بیــــا بـراش دعـا بکن بهش بگو دوسش داری
بــــرای خوشبختی اون بگــو خــدا کـم نذاری
واسش می میرم خـدایـا خودت که بهتر می دونی
به من بگو خــدای مـن مـراقب اون می مونی؟
واســم عـزیـزه با همه بی وفــایيهـا کـه داره
محتــاج اون محبتـــم همون که هرگـز نـداره
ای دل خدا خـدا بکــن به اون بگو دوسش داری
بـــرای خوشبختـی اون بگـو خـدا کـم نـــذاری
ترانه سرا امین آشناب
محاله
قبول دارم که تو عهدی نبستی که ادعـا کنـم پــاش ننشستی
ولی اینو بدون عزیـــز قلبــم خیلی ساده از عشق من گذشتی
من از تو بگذرم ، خـدا ، محاله آخه یه قلب پاک زدی شکستی
ترانه سرا امین آشناب
غرور
دلم میخواست دلو تبــاهت بکنـــم
غــرور نذاشت حتی نگاهت بکنـــم
دلم میخواست باشم فقط کنـــار تـو
غروربه من می گفت که از اینجا برو
دلم میخواست غرورو یک جور بشکنم
اونقـدر زیاد بود که نشد کاری کنـم
ترانه سرا امین آشناب
خطـا
عزيزم به من نگـاه كـن توفقط منو صــدا كــن
عزيزم براي يكبـــــار لطفتو به ما عطــا كـن
به اين عاشـق شكستـه عزيزم فقط نگـــا كـن
سردي و بي مهري رو واسه عشقمون فـدا كن
دل رو پر كـن از محبت غرورو يه بار جـــدا كن
يه بار هم واسه افـادت اين همه نازو ادا كــن
توبيــا بـــراي يكبـــار واسه عشقمون دعا كن
واسه مونــدگــاري اون تو بيـا خــدا خــدا كن
نميگم بـــه خاطــر من بيـا اين همه خطـا كن
باشـــه اشكالي نـــداره تو بازم منــو رهــا كن
اما لا اقل تو خوابـــــم حق عشقمــو ادا كـن
هرگاه هر غمي كه داشتي تو فقط منو نــدا كــن
ترانه سرا امین آشناب
اگه با ما آشنـایی
دلـم بـرات تنگ شـــده بـود درست مثـــل همیشـــه
بـــدون هیـــچ بهــونـه ای دلـم بـرات تنگ می شـه
یــه پیــام خالی بفـــرست اگـــه بـــا مــا آشنـــایی
بـذار خوش باشـم از اینکـه گاهـی هـم بـه یـاد مــائی
هرچی خواستی بگو ای دوست خوشم به هرچی که گفتی
بـذار خـوش بـاشــم از اینکـه گـاهی یـاد مـا می افتـی
ترانه سرا امین آشناب
تاریخ تولد تو
تاریــخ تولـدت تــو توی ذهنمــه همیشــه
دنیا مون بهم بریــزه باز فرا مو شم نمی شـه
نازنین بدون همیشـه واسه من تکی تــو دنیا
عزیــزم اگر چـه دوری اما یادت هستم اینجا
من هنوز جزبه نگاهت دل به هیچکسی ندادم
انقــدر تـو نـازنینـی که نرفتی تو زیــادم
تبریک این روز زیبـا نمی شه با شعر و هدیـه
اگه که نیستـم کنارت حق داری کنی گلایـه
تو ببخش اگر نشدکه خدمتت باشم حضوری
من بیادتـم همشـــه گرچه از من خیلی دوری
«تولدت مبارک نگو از دور نمیشه
گل بهاری من زنده باشی همیشه
تولدت مبارک ، ای عشق پرتمنـا
عزیز نازنینم ، خوش امدی به دنیا »
ترانه سرا امین آشناب
به خاطر نگاهت
تــو قلب تو چه آســون هر کسی جا می گیـره
امـــا دوسـش نــداری اون که برات می میره
اگــر یه ذره عشــق بود انکـار می کنی آسـون
چــه می کنی با اون که دوستت داره فــراوون
از اُن نگـــاه اول شـــروع شـد غصــه و درد
کاشکی نگاهم ای یـــار هرگز نگات نمی کـرد
عمیــق نگـاهت کــردم غافـل که بی وفــائی
کاشکی می مردم آن روز آن روز آشنــــــایی
هر چی کشیدم ای یـــار به خاطر نگــــاه بود
بـــه خـــاطر نگــاهت دلم عمری تبـــاه بود
ترانه سرا امین آشناب
قســم
قســم خــوردم بـه خالــق هستی
دیگه نـرم ســــراغ عشق و مستی
قسـم خوردم بـه اون دل صمیـمی
دیگـه نــــرم ســراغ عشق زمینی
قسم را شکستـم من مثـل همیشـه
دیدم بـدون تــو هـرگز نمی شـــه
دیدم در حد گفتن خیلی سـاده است
ولی قســـم بـه تو، بی تو نمی شه
ترانه سرا امین آشناب
دعای من
می خـوام کنارت بمونم می خـوام کنارم بمونی
می یام کنــارت ولیکن میـــری تو با مهربونی
دلم میخوات که از نگام تو بی تفــاوت نگذری
نگــاه من بـه تـو ولی نگــاه تـو بـه دیگـری
میخوام با توحرف بزنم میخوام با من حرف بزنی
حرفــای من ازجنس عشق حرفای تو شکستنی
دعـای من فقط همین اینکــه کنــــارم بمونی
میخوام همه دعام کنن کاشکی تو هم دعام کنی
ترانه سرا امین آشناب
باورم نمیشه
بــــــاورم نمـیشـــــه یعنــی روز آخـره ؟
یعنی نشــد یار ما باشه راس میگن داره میره؟
من که باورم نمیشه تو چی دل باورت میشه ؟
باورت میشه تو حســرت بمونیم تـا همیشـه؟
این همـه دعا ما کردیم چرا مستجـاب نشـد؟
چرا بیــن من و اون دل من انتخـاب نشــد؟
چـرا بـد کرد با دلم من که با اون بد نبــودم
من که جـز خوبی به اون چیـزی رو بلد نبودم
مگه من چه کردم با اون که همش فراری بود
دل به جز محبت به اون در پی چه کاری بـود
می دونــم تقصیـــر منــه محبتــام زیادیـه
انقــدر کـه مردنـم بـــرای قلبـش عادیـــه
چــرا نمـونـد یـه لحظــه بـا مـن بشینــه
این همه عشقـو تو این چشمـای خسته ببینه
کسی نیست پیدا بشه به این سوالا بده جواب
یا بگـه همش خیـال بود مث رویا مث خواب
ترانه سرا امین آشناب
اگر کنارم باشی
میون این همه غم میخوام باشی کنـارم
اگر بــاشی کنـارم دیگه غمی نــدارم
زندگی زیبــا می شه اگر کنـارم بــاشی
اگر تو شادی وغم رفیق و یـارم بــاشی
اگـر کنـارم بـاشی زنـدگی دیــدن داره
حال و روز غصـه ها کلی خندیـدن داره
اگـــر باشی کنــارم پـایـان انتـظــاره
دنیا با اون بزرگیش انگـار غمی نــداره
شعر من زیبا می شه مخاطبم تو بـاشی
غمگین میشه ترانه اگر از م جـدا شـی
اگر ازم جــدا شی مرگ تنهـا آرزومـه
وقتی می ری عزیـزم کاردلم تمــومه
ترانه سرا امین آشناب
خدا رو شکر کن
به دل می گم درسته با وفــا نیـست
ولی خدا رو شکر کن از ما جدا نیست
درستــــه فکــــرش جـــایی دوره
اگـــرچـه ســـردو تلخـو پـر غروره
اگرچـــه تـــورو هـرگز نفهمیــــد
نگــاه پـاکـو ابـریتـــو نمی دیـــد
اگــرچـه تــوی لحظــه های ابریت
به اشک پاک چشــم تو می خنـــدید
ولی می بینـی اونــو هـفت روز هفتـه
درستـــه قلب اون سفت وسختـــــه
اگر یـه روز جدا بشه واســه همیشــه
اصلا فکرشـو کــردی که چی می شه
برو خـدا رو شکر کن از ما جــدا نیست
اگر چـه دل سنگ اون اهل وفـا نیست
ترانه سرا امین آشناب
بلد نبودم
بلــد نبـودم شعــرای قشنـگ و زیبــا بســازم
شعری که لایقت باشه تــو ای تمــام نیــازم
بلـد نبودم مثـل تـو هم خوب باشم هم بی وفا
بلد نبـودم خــودمـو جــا بـدم تـو قلب شمـا
بلـد نبـودم پیـش تــو بــا اون نگــاه نـازنین
بـا اون نگـاه عـاشقت عـاشـق نبـاشم و امین
بلـد نبـودم خـوبـی رو بــرای فـــردا بــذارم
بلـد نبـودم تـو رو مـن تـو زنـدگی جـا بـذارم
بلـد نبودم بـه خــدا از عشـق تـو دور بـاشـم
بلـد نبــودم مثـل تـو یـه ذره مغــرور بـاشـم
بلـد نبـودم واسـه تـو روزی هـزار بـار نشکنـم
بـرای پــرپــر شـدنت دنیــا رو بــر هم نزنم
ترانه سرا امین آشناب
لیست اشعار کتاب من هرکسی نبودم...
1. مقدمه
2. طراحی
3.کوچه های تاریک
4.یادگاری
5. همه گلای دنیا
6. تقویم باطله
7.حسی ناسرودنی
8.هنوز امینم
9.توداشته باش هوای من
10. یه شعر عاشقونه
11. چندروز گذشتو دیدم
12. خیلی تلخه
13. یک دنیا نقطه چین
14. اگه دساشو گرفتی
15.آخرای ماه مرداد
16. («؟!،-:...» )
17. نامه ای با بیقراری
18. لالایی
19.مهرپاییزی
20.هوای بارونی
21. در اون غروب پاییز
22.دلم تو کوچشون موند
23.مواظب خودت باش
24.نیمکت چوبی
25. مسافر موندگار
26.دعای من پشت سرت.
27. روزی که می خواست بره
28. اتاق تنهاییم
29. برای با وفای همیشگی
30. مظهرمحبت
31..قاب عکس روی دیوار
32.. همیشه طلایی
33. عهد بین منوتو
34. شب تولد
35. تورو من کنار گذاشتم
36. یه وقت بمون بر نخوره
37. من تا ابد منتظرم
38.کافی شاپ چشمک
39. هدیه تولد
40 . مشتاق یادت هستم
41. چه جوری باورت شد
42. خواب رنگی
43. نگاه سرد
44. نقطه چین باز از دوباره
45. باغ زندگی
46. روز خاکستری
47. می سپارمت دست خودت
48.من هرکسی نبودم...
49.تو همه دنیای منی
50.به احترامِ رفتنم
51.عاشقی
52. میسپرمت دست خدا
53.میرم باقلبی پر تپش
54.نخواست
55.جز تو هیچکسو ندارم.
56.تک بیتی
برای خواندن شعر
بعد دو سالو ده روز...
طولانی ترین شعر داستانی
از امین آشناب
رو ادامه مطلب کلیک کنید...
این شعر را حتما بخوانید
و نظر بدهید...